اعترافات هولناک پسر نوجوان پس از قتلعام خانوادهاش / میخواستم پدرم را مثل خاشقجی بکشم؛ هیچ وقت دوستم نداشت
پسر نوجوانی که در شهرک شاهدشهر شهریار در اقدامی جنونآمیز پدر، برادر و مادرش را کشت به جنایت دلخراش خود اعتراف کرد.
جنایت جنجالی شهرک شاهدشهر شهریار که این روزها همه جا خبرش پیچیده است ساعت ۷ و ۴۳ دقیقه شامگاه جمعه سوم آبان رخ داد. پسر ۱۸ سالهای با سر و وضع پریشان و دستانی مجروح سراسیمه وارد کلانتری شهرک شاهدشهر شهریار شد و با صدای بلند تقاضای کمک کرد، وی گفت: «مردی نقابدار از دیوار خانهمان به داخل پرید و خانوادهام را کشت. او میخواست مرا هم بکشد، اما توانستم از دستش فرار کنم.»
با این گزارش تکاندهنده، مأموران کلانتری بلافاصله به همراه پسر نوجوان به سمت خانه پدری او رفتند و با اجساد پدر، مادر و پسر کوچکتر خانواده که به طرز فجیعی با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بودند، مواجه شدند.
اما کارآگاهان بلافاصله این پسر را که «امیرعباس» نام داشت و تنها بازمانده خانواده بود، به عنوان مظنون اصلی تحت بازجویی قرار دادند. وی پس از چند ساعت به قتل پدرش «علی» ۴۵ ساله، مادرش «حبیبه» ۴۴ ساله و «امیرعلی» برادر ۱۳ ساله خود با ضربات چاقو اعتراف کرد.
سرهنگ مهدی سرپناه، معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی غرب استان تهران گفت: «براساس اعترافات این پسر نوجوان، او به خاطر کینه، حسادت، سرخوردگی و تبعیض رفتاری و فرقی که پدر و مادرش بین او و برادر کوچکترش میگذاشتند، نقشه این قتل را کشیده بود.»
گفتگو با متهم
«امیرعلی» که دانشآموز سال آخر دبیرستان است، آرام روی صندلی نشسته بود. تصور اینکه این پسر کمرو و خجالتی متهم پرونده قتل فجیع یک خانواده باشد، سخت بود، اما او حتی ذرهای نسبت به این جنایت ابراز پشیمانی نداشت، چنان درباره روز جنایت حرف میزد که انگار روباتی آدمکش پیش رویت نشسته است.
چرا خانوادهات را کشتی؟
آنها مرا دوست نداشتند، اما عاشق برادرم بودند. از همهشان متنفر بودم.
پس برای قتلشان برنامه داشتی؟
برای قتل مادر و برادرم نه، اما یک سالی بود که درباره کشتن پدرم تحقیق میکردم. یک بار خواستم داخل نوشابهاش الکل صنعتی بریزم، اما ترسیدم زنده بماند. حتی آن موقعی که قتل «خاشقجی» مطرح شد، فکر کردم که او را همان طور بکشم تا اثری از او نماند، اما بعد منصرف شدم، حتی یک لباس در زیرزمین گذاشته بودم که تیزی هر چاقویی را که برای قتل او مناسب میدیدم، روی آن امتحان میکردم تا بالاخره چاقوی مورد نظرم را پیدا کردم.
چرا اینقدر از پدرت متنفر بودی؟
او همیشه به من میگفت مفتخور بیخاصیت. هیچ وقت دوستم نداشت.
چرا مادر و برادرت را کشتی؟
نمیخواستم کسی از خانوادهام به عنوان شاکی مقابلم باشد.
شغل پدر و مادرت چه بود؟
پدرم کارگر آهنگری بود و مادرم در شرکتی خصوصی منشیگری میکرد.
از روز جنایت بگو؟
ساعت حدود ۴ و نیم بود. پدرم بیرون بود و مادرم به مراسم روضه رفته بود. بهترین فرصت بود، نمیتوانستم همه را با هم بکشم، چون سر و صدا میکردند. به همین خاطر وقتی برادرم را تنها پیدا کردم، بالای ۲۰ ضربه چاقو به او زدم و جسدش را داخل حمام پنهان کردم. بعد منتظر شدم تا پدرم از راه رسید و او را از پشت غافلگیر کردم و با ضربههای چاقو کشتم. آن لحظه حس پیروزی داشتم و جسدش را داخل اتاق خواب انداختم. ساعتی بعد هم مادرم آمد که در حیاط، او را هم کشتم. از او متنفر نبودم، اما باید تمامش میکردم.
پشیمان نبودی؟
راستش بعد از کشتن مادر و برادرم کمی ناراحت بودم، اما از کشتن پدرم به هیچ وجه حس بدی نداشتم. او باید میمرد.
از نقشهات کسی خبر داشت؟
نه، من دوست صمیمی ندارم و زیاد در مدرسه هم با کسی گرم نمیگرفتم.
بعد چه کردی؟
برای اینکه وانمود کنم کسی دیگر این قتلها را انجام داده، انگشتانم را با همان چاقو بریدم و با سر و وضع به هم ریخته به کلانتری رفتم.
نگاه کارشناس
به رفتارفرزندانمان بی تفاوت نباشیم
سروان الهام دهنوی کارشناس ارشد روانشناسی و رئیس اداره مشاوره انتظامی غرب استان تهران گفت: براساس مصاحبه و تستهای روانی انجام شده روی این پسر ۱۸ ساله، او به اختلال شخصیتی «اسکیزویید» مبتلا است. افراد مبتلا به این اختلال سردی عاطفی دارند، از تعامل انسانی و از بودن کنار خانواده گریزان هستند. آنها گرایش زیادی به اشیای بیجان و حیوانات و شخصیتی درونگرا دارند. در نگاه اول افرادی خجالتی، کمرو و افسرده تلقی میشوند در حالی که علائمشان کاملاً متفاوت از افراد افسرده است. مبتلایان به این اختلال بهره هوشی (IQ) بالا و هوش هیجانی (EQ) پایینی دارند که از علل اصلی این مشکلات به شمار میرود. علل بروز این اختلال ارثی و خانوادگی است و تنها از طریق پایش و غربالگری تشخیص داده میشوند. در صورتی که این اختلال بموقع شناسایی شود، با دارو و رفتاردرمانی قابل درمان است؛ بدون شک اگر خانواده توجه بیشتری به رفتار این پسر داشتند، با یک پایش سلامت میتوانستند مشکل او را شناسایی و درمان کنند. توصیه ما این است که این پایش و غربالگری سلامت مانند سرشماری هر چند سال یک بار از نوجوانان و جوانان صورت گیرد تا دیگر شاهد چنین فجایعی نباشیم.
منبع: ایران
66
بدون هیچ دادگاهی اعدام گیردادن همچین موجود بی همه چیزی هم خسارت مادی میزنه هم خسارتدمعنوی بدون دادگاه اعدام
اینطور که معلومه مقصر اصلی پدر و مادر این بچه بوده که تبعیض قائل میشدن ولی این دلیلی برا کشتن اونا نیست به نظر من بهترین مجازات مناسب با توجه به بیماری این اینه که اول بگیرن درمانش کنن و بعد از دیدگاه عمومی محاکمه اش کنن تا به جنایتی که مرتکب شده فکر کنه نباید این پسر اعدام بشه
اگه پدر من پدرش بود ، ده برابر خاشقچی میکشتش پس چه تحملی دارم من
خیلی ناراحت شدم
به نظر من راست میگه ما همش تو دینمون تو جلسات و سمینار و مسجد و امام جمعه فقط جار میزنیم نیکی به پدر مادر خدمت به پدر مادر ولی هیچ کس هیچ جا نگفت پدر مادر هم باید به فرزندش به اندازه نیازش محبت کنه حالا اگه مالی ندارن یا نمیتونن حداقل با حرفای قشنگ با انگیزه دادن با تعریف و تمجید کردن پیش دیگران یا خود فرزند خیلی تاثیر داره این اقا کارش اشتباه بوده راه دیگه ای وجود داشته واسه این مشکل ولی این مشکل خیلی از خانواده هاست نه ایران اکثر کشور ها که مشکل برمیگرده به عدم اموزش به نظر من همون جور که بچه ها مدرسه میرن و علاوه بر درس تربیت میشن و خیلی چیزا بهشون اموزش میدن (ک البته تو ایران کم هست) ماهی یک جلسه بزارن واسه پدر مادرا مشاوره بدن طرز رفتار با بچه هاشون.
چطور ممکن این بچه مشکل روانی داشته باشه ولی مدرسه تشخیص نداده باشه ویا داده باشه بی تفاوت گذشته باشه.. مقصر جامعه ماست مقصر این کودک نیست اگه تو مدرسه های ما نهادهای میذاشتن برای رفع مشکلات روحی فرزندان هیچوقت چنین حیوووون های وارد جامعه نمیشد
متاسفم توایران اینا فرزند نیستن اینا اگرخدارابشناسن وباخودبگوین پدرومادرهیچ وقت ازفرزندخودبدش نمبیادشایدتوعزیزتربودی که پدرت این رامیگفت البته اینهاعلائم ونشون ازظهورحضرت مهدی است باید این پسررابالای دارنگه دارن تا عبرت بگیرن دیگران
جای بسی تاسف است که اکثررسانه های ما بدون بررسی تخصصی وعواقب ناگوار،خبر را پخش میکنند،امثال این خبرها بیشتر ازاینکه هشدار برای خانواده ها باشد، سیگنال است برای افراد مجنون وکم صبر وحوصله که با کوچکترین سو تفاهم واختلاف دست به جنایت بزنند.
این بنده خداها از بستگان نزدیک من بودن مراسم خاکسپاریشون خیلی دردناک بود خداوند به خوانوادشون صبر بده روحشون شاد..
یه آدم چدر میتونه کثافت باشه بگه که بعد کشتن پدرم احساس غرور میکردم. از همه لجن تر و بی حیاتر و وحشی تر اینکه مادر و داداشت رو هم برای اینکه ازت شکایت نکنن می کشی. خداوندا ما را از ذلالت این دنیا محفوظ بفرما .
خیلی ناراحت شدم این نوجوان هنوز نمیدونه مرتکب چه کاری شده و به عمق فاجعه پی نبرده ولی مطمئنم این کاری که کرده هر لحظه و هرثانیه اونو میکشه از همون لحظه هرچی بزرگتر بشه خودش به مرگش رازی تر میشه چون از نظر من کار این نوجوان چیزی جز خودکشی تدریجی نیست
درخطا کار بودن این جوان هیچ شکی نیست اما باید بررسی شود چه عواملی باعث میشود یک انسان تا این حد تنزل کندقطعا ازاموزش وپروش گرفته تا وزارت کار وامور اجتماعی تانهادهای فرهنگی ورسانه هادراین جنایت هولناک سهیم هستند چرا که این نهادها اینقدر که برای عزاداری وغم وماتم وشهادت ومرگ تبلیغ میکنند برای عشق ورزی وشادی وکار وتفریح و زندگی شرافتمندانه جوانان هیچ برنامه ای ندارند معلومه که جوان بیکار،ماتم زده،افسرده،ناامید که یکسره ازجامعه وخانواده طرد وسرکوب میشودسر به جنون بزند ومرتکب چنین جنایاتی بشود...
اسکیزویید بیماری خطرناکی هست تو فامیلامون داریم واقعا خیلی دلم به حالشون میسوزه امیدوارم همچین رویداد های ناگواری دیگر روی ندهد بسیار متاسف شدم
باید تومدارس روانشناس ومشاور باشه باید به بچه ها طریقه ی زندگی ومهارتها اموزش داده بشه که نمیشه من از اموزش وپرورشمون گله دارم چون کم کم جوانان ما۱۲ سال تو بهترین سن اموزشو یادگیری،واقعا مهارت یادنمیگیرن
من این پسر نوجوان رو درک میکنم چون خانواده من هم خیلی به من ناسزا گفتن تحت فشار گذاشتن گذشته رو که نگاه میکنم جز غم و اندوه و سکوت چیزی نمیبینم ولی چون سالم بودن کاری نکردم باید بیماری این پسر رو درنظر داشت و اینکه به لحاظ جنسیتی چون پسر است غرور و شخصیتی داشته که لگد مال شده و طاقت نتونسته بیاره من دلم به حال این پسر میسوزه هرچند که کارش رو درست نمیدونم ولی فشار زیادی بهش وارد شده که باعث شده این اتفاق وحشتناک رو رقم زده باید خانواده ها بیشتر به فرزندانشون اهمیت بدن توجه داشته باشن والا فرزند آوری که تنها هنر نیست.
اینها اثرات مواد مخدر و قرص های روانگردان برادران قاچاقچی است خدا همه شان را لعنت کناد! که سزاوار مرگی مثل خاشقچی هستند.
فکرکنم فرزند دوم خانواده بوده بهش حق میدم
اين پسر دانش آموز مدرسه استعدادهاي درخشان دارالفنون شهريار بود .متاسفانه با وجود چندين مشاور ومدير بد اخلاق و بد رفتار اين مدرسه مشكل اين دانش آموز را تشخيص ندادند مگر در آموزش وپرورش در دانشگاه فرهنگيان معلمها دروس روانشناسي دوره هاي سني مختلف نمي خوانند ؟ پس چرا كادر مدرسه نفهميدن ؟؟؟؟؟!!!!
امیرعباس خدا بکشتت تو که رفیق ۱۵سالهی من بودی تو دیگه چرا کثافت