جشنواره تئاتر فجر 44؛
رسوایی ابدی آمال فروخورده بشری در «کشتن موتسارت»/ آرش سنجابی هشدار میدهد
خبرنگار: ونوس بهنودنمایش کشتن موتسارت یا بلعیدن پای اختاپوس که مسیرهای رسیدن به پوچی، گناه و نابودی بشریت با دست خودش را واکاوی میکند، هشداری است جادویی اما در عین حال بر مبنای واقعیت.
به گزارش خبر فوری، نمایش کشتن موتسارت یا بلعیدن پای اختاپوس بعد از اجراهای موفق خود در چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر حضور یافت. این اثر سرگیجهآور و تکان دهنده به نویسندگی و کارگردانی آرش سنجابی و تهیه کنندگی مسیح بهنیا یکی از اجراهای خاص است که به داوری خاص نیز نیاز دارد.
کارگردان در این اثر چهار شخصیت را که هر کدام ممکن است شخصیتها و چهرههای متعددی به خود بگیرند بر روی صحنه معرفی میکند؛ اما در کنار دیالوگ سنگین، بازیگران با حرکت بدن خود نیز مخاطب را میخکوب میکنند.شخصیت استاکر با بازی ایده مطلوبی به دیگر شخصیتها هشدار میدهد از تمام اتفاقات تلخی که در انتظارشان است پرده برمیدارد و در نهایت شخصیتها به دنبال راه نجاتی از سرنوشتی شوم هستند. بازیگران دیگر آراد احمد خانی، سوگند صدیقی و میثم غنی زاده در نقش انسانهای مختلف ورود میکنند. در سیالیت تاریخ و زمان از گذشته تا معاصر قدم میگذارند. از تراژدی زندگیشان میگویند و از زخمهای فروخورده بشریت با کلمات چرکی سخن میگویند. اما این شخصیتها در وجود هر یک از ما تناسخ یافته و در ما زندگی میکند. گناهانی که به زبان آمدنش زبان را میسوزاند.تغییر هویت و عبور از اسمی به اسم دیگر و در نهایت توجیه برای ویرانی خود و دیگری.

دستاویز صحبتهای سنجابی موسیقی است. همان که از آن به عنوان خیال، رویا و بیان عمیقترین احساسات مدد میگیریم. در این اثر نیز آثار موسیقایی مطرحی از جمله رکوئیم از موتسارت، روی ماسانا از والسا، سونات مهتاب از بتهوون، بهار از ویودالدی و غیره را به کار گرفته است. اما از همان ابتدا کشتن موسیقی درون برای زیستی دوباره مطرح میشود.
این اثر نمایشی به دنبال بازیابی تعریفی از خود و جهان پیرامون برای بشریت توانسته از موسیقی، دکور صحنه و لباس و طراحی حرکات به مطلوبترین شکل بهره گیرد و فضایی از رئالیسم جادویی مدنظر کارگردان را مطرح کند.مخاطب تا پایان نمیداند شخصیتها مربوط به کدام دوره تاریخی هستند و مگر به غیر از این است که بشریت در زمان و تاریخ اسیر است اما ماهیت اصلی آن در گذر.
آرش سنجابی کارگردان تئاتر و مؤسس گروه تئاتر «دیگر» در گفتگو با خبر فوری تصریح کرد: به شخصه برای یک اثر نمایشی ، جهانی قائلم که میتواند با تماشاگر آن را تقسیم کند.

وی در خصوص وضعیت برگزاری جشنواره تئاتر فجر و با بیان اینکه پیش از این نیز با نمایش «تمام زنان اجنه شیخ محمود» در جشنواره تئاتر فجر حضور یافته است، افزود: طبیعتاً هر بستری که این امکان را فراهم کند و اجرا و تماشاگر از یکدیگر سهم ببرند فرصت مطلوبی برای هر کارگردانی است.
سنجابی در خصوص حمایت از گروههای نمایشی نیز گفت: یک هنرمند بیش از اینکه خواستار حمایت خاصی باشد باید به خود متکی باشد. 20 سال است در حوزه تئاتر و سینما فعالیت دارم و همواره مستقل عمل کردم.
وی با بیان اینکه کشتن موتسارت یا بلعیدن پای اختاپوس، یک اثر رئالیسم جادویی است و یک مرحله بیش از سورئال نیاز به مشارکت تماشاگر دارد، ادامه داد: در چنین نمایشهایی تماشاگر با فضایی مواجه است که میتواند قطعههای یک پازل را در طول اجرا به هم بچسباند و از فضای جادویی اثر چه به لحاظ زیبایی شناسی و چه به لحاظ قصه پردازی و قصه بهره ببرد و استفاده کند.

این کارگردان با اشاره به اینکه 35 اثر نمایشی را در سالهای اخیر روی صحنه برده است، ادامه داد: در تمام کارهایم از بدن و حرکت بازیگر بسیار استفاده میکنم و به همین دلیل آثارم در دسته تئاتر فیزیکال هم قرار میگیرد.
سنجابی معتقد است تئاتر جریانی است که هر چند ممکن است سمت و سوهای مختلفی به آن داده شود اما به دلیل سیالیت خود در دهههای مختلف تئاتر ایران توانسته فعالیت خود را ادامه دهد. نه ورود سلبریتی و نه ذائقه منحرف شده مخاطب و نه ممیزی نمیتواند جریان تئاتر را در شاخههای مختلف از بین ببرد.
وی افزود: حتی در استقبال از یک اثر نمایشی نیز فاکتورهای مختلفی دخیل است که فقط یکی از آنها میتواند حضور سلبریتیها باشد. تئاتر در هر حال تابع هیچ کدام نمیشود و به مسیر خود ادامه میدهد.