ورود یک جن یا شیطان مخوف به پرونده اپستین/ ماجرای قربانی کردن کودکان برای بعل در یک جزیره مخوف!
ماجرای اپستین باعث شده بار دیگر رسم و سنت بعل پرستی رواج یابد. اگرچه ممکن است این خبر که اسم یکی از حساب های اپستین «بعل» است، فقط یک اتفاق یا علاقه شخصی باشد اما برخی معتقدند ماجرا عمیق تر و پیچیده تر از اینها است. گروهی مرام نامه ای را در شبکه های اجتماعی منتشر کرده اند که نشان می دهد یکی از مفاد اصلی حضور در جزیره اپستین، بیعت با شیطان بوده است.
به گزارش خبر فوری، پرونده جفری اپستین وارد ماجراهای عجیبی شده است. در حالی همه از جزیره شیطانی این میلیاردر آمریکایی صحبت می کنند که هر یک بر یک وجه این قضیه تمرکز کرده اند. برخی تلاش دارند این ماجرا را سیاسی کنند و پای ترامپ را به میان کشیده و او را به ورطه نابودی بکشانند (اینجا بخوانید) و برخی دیگر سعی می کنند بر ابعاد فرهنگی، اخلاقی و حتی دینی این پرونده تمرکز کنند.
یکی از جنبه های عجیب پرونده اپستین که جدیدا از آن رونمایی شده است، مربوط به نام حساب بانکی مخفی او می شود که با نام «بعل» باز شده بود. این نام باعث شد پرونده شیطان پرستی نیز به پرونده قطور جفری اپستین اضافه شود.
تاریخ یک شیطان مخوف/ بعل؛ از سامری تا اپستین
اما بعل چیست و چرا باعث شده بسیاری داستان های مخوف و ماورایی درباره پرونده اپستین بگویند؟ بعل یکی از خدایان کنعانیان و مردم فنیقیه بود که با صورت بز و بدن انسان به نمایش درمی آمد. این ایزد بعد از رواج ادیان ابراهیمی و اندیشه خداپرستی در خاورمیانه و خاورنزدیک، تبدیل به خدای شرور و شیطان شد؛ به طوری که بسیاری او را بزرگترین دشمن «الوهیم»، خدای واحد یهودیان می دانستند (درباره ریشه لغوی، معنایی و تاریخ بعل اینجا بخوانید)
بعل بعد از رواج یهودیت در کنعان، تبدیل به معبود مخالفان یکتاپرستی، به خصوص بت پرستانی شد که به آیین های جادوگری علاقه داشتند. داستان های قدیمی بعل که در میان عوام کنعانی و فنیقی هنوز آشنا بود، تبدیل به نوعی سنت بت پرستانه و شیطانی شد. پیش از شیوع یکتاپرستی، بت پرستان کنعان، برای این ایزد مخوف، کودک قربانی می کردند. این رسم و سنت بعد از رواج یکتاپرستی، تبدیل به آیین و سنتی شیطان پرستانه شد و مخالفان یکتاپرستی شروع به رواج آن دادند. در میان یهودیان نیز، گروه هایی که تلاش داشتند به سنت های گذشته چنگ زده و از آیین موسی منحرف شوند، به این آیین مخوف روی آوردند. مشهور است که ماجرای سامری مربوط به گرایش مجدد یهودیان به پرستش بعل بوده است.
اگرچه باید همواره روایت های تاریخی را با دیده تردید نگریست، اما بی توجهی محض به این روایت ها نیز درست نیست. در طول قرون وسطی، رنسانس و حتی قرون جدید روایات زیادی از کودک کشی گروهی از جادوگران یهودی در اروپا نقل و شنیده شده است. یکی از مشهورترین این روایت ها مربوط به یکی از شهرهای ایتالیا یا فرانسه در قرن 15 میلادی است. در یکی از روزهای بهار، یکی از کودکان مسیحی شهر گم می شود. چند روز بعد، جسد مثله شده کودک در پشت یک کانال پیدا می شود. اطراف کودک آلات و ابزاری است که نشان از نوعی مراسم جادویی دارد. داروغه شهر شروع به تحقیق می کند و گروهی از جادوگران یهودی را متهم اصلی می داند. طبق ادعای داروغه، این یهودیان کودک را دزدیده و در یک مراسم جادویی مخوف، قربانی کرده بودند.
شیطانی که از دل پرونده جنسی اپستین بیرون آمد
ماجرای اپستین باعث شده بار دیگر رسم و سنت بعل پرستی رواج یابد. اگرچه ممکن است این خبر که اسم یکی از حساب های اپستین «بعل» است، فقط یک اتفاق یا علاقه شخصی باشد اما برخی معتقدند ماجرا عمیق تر و پیچیده تر از اینها است. گروهی مرام نامه ای را در شبکه های اجتماعی منتشر کرده اند که نشان می دهد یکی از مفاد اصلی حضور در جزیره اپستین، بیعت با شیطان بوده است.

این سند که ما را به یاد ماجرای فائوست (دکتر فاستوس) می اندازد که جسم خود را 20 سال به شیطان فروخت، زمانی ترسناک تر می شود که بدانیم در ماجرای جزیره اپستین، کودکان قربانی اصلی بودند و چندین کودک به انحاء مختلف قاچاق شده اند.
با این حال، برخی ماجرا را جدی تر و بنیادی تر از این می دانند. آنها معتقدند جریان خدا و شیطان که در روزگار ابراهیم (ع) به جدال «بعل» و «الوهیم» بدل شد و در عصر موسی به جنگ «موسی» و «سامری» تبدیل گشت، در عصر کنونی نیز ادامه دارد. گروهی از سرمایه داران جهان تحت نام های عوام فریبانه در حال «بعل پرستی» هستند. بعل نزد این افراد نه فقط یک ایزد کنعانی یا یک موجود شرور افسانه ای بلکه یک سبک زندگی است. در داستان مبارزه حضرت الیاس با کاهنان بعل پرست آمده است که این کاهنان تلاش داشتند ضمن انتقاد از شریعت موسی و «باید و نبایدهای» دینی، نوعی زندگی لذت پرستانۀ افراطی را ترویج دهند. اگر این داستان درست باشد، باید گفت که بنیاد بعل پرستی بیش از هر چیز، پرستش زندگی لذت جویانه و بی قید و بند در قالب برخی آیین های عجیب و رازورزانه است. این مساله کاملا با آنچه در جزیره اپستین در جریان بوده مطابقت دارد.
آنچه در جزیره اپستین دیده شده، لذت جویی بی قید و بند سرمایه دارانی بوده که سعی داشتند خود را از قید و بند اصول و اخلاق رها کنند. این همان چیزی است که بسیاری آن را در آغوش کشیدن بعل می نامند.
خداوند در قرآن میفرمایند ما دشمنان شما را از احمقها آفریدیم. لذت دنیایی به چه قیمت. مسلمانان دنیاشونو میفروشن برای آخرت واینها آخرت که هیچ بخشی از دنیاشون میدن در راه شیطان.
مسلمانان دنیاشونو میفروشن!!!؟؟؟
جناب سرباز حتماً منظورتان امثال آقایان شهرام جزایری،بابک زنجانی،طبری و صدیقی است.
مرز حق و باطل به وضوح روشن است . باید انتخاب کنی که در طرف حق هستی یا باطل .
با موشک آن جزیره را بزنید.
سند رسوایی لیبرال دموکراسی غربی