مادرم طلاق گرفت و زندگی در شبکههای مجازی را شروع کرد!
طلاق والدین در سنین بلوغ فرزندان بیشترین اثر مخرب خود را به در پی خواهد داشت. پسر جوانی که پس از طلاق والدینش از سوی پدر طرد شده بود و با مادری که به شبکههای مجازی اعتیاد داشت روبرو شد، به شمت سرقت کشیده شد.
من پسری چهاردهساله هستم و خوب و بد را تاحدودی تشخیص میدهم اما هرکس تا حالا مرا دیده، سر صحبت را باز کرده و اعصابم را به هم ریخته است. بروید از مادرم بپرسید که با روح و روان من چه کرده است. از پدرم بپرسید اصلا یادش میآید پسری به این نام و نشان دارد! چه کسی باید جواب ظلم بزرگی که در حق من شده است، بدهد؟
چندسال قبل، پدر و مادرم بهخاطر لجبازی و البته دخالتهای دیگران، از هم طلاق گرفتند. بعداز مدتی، پدرم ازدواج کرد ولی من نتوانستم با نامادری کنار بیایم. قرار شد با مادرم زندگی کنم. او از کردۀ خودش پشیمان بود و حسرت میخورد و میگفت: مفت و مجانی، زندگیام را از دست دادم و... متاسفانه از مدتی قبل، او به گوشی تلفن همراهش اعتیاد پیدا کرد که این موضوع، آزارم میداد. نمیخواستم بدانم در گوشی تلفن لعنتیاش چه میگذرد. به او بدبین شدم و از خانه بیرون زدم. در یک مغازه مشغول به کار شدم. شبها هم آنجا میخوابیدم. صاحبکارم، بداخلاق بود و طاقت نیاوردم. از مغازه بیرون زدم. داشتم از گرسنگی ضعف میکردم. درحال سرقت از فروشگاهی که دوربین مداربسته داشت، گیر افتادم. مأموران کلانتری۱۳۳ دستگیرم کردند. من، قربانی غرور و لجبازی والدینم شدم.
وقتی همسنوسالهای خودم را میبینم که خانواده دارند و با پدر و مادرشان، این طرف و آن طرف میروند، اعصابم خرد میشود. اصلا به خاطر همین موضوع، ترک تحصیل کردم. با این اشتباه هم، خودم را بدنام کردم. کاش پدر و مادرم، قدر زندگیمان را میدانستند و اینطور نمیشد.
منبع: رکنا
16