هر روز یک حکایت/ توهم مفید بودن
حکایتهای کهن که ریشه در فرهنگ، آداب و سنن ما دارند، مملو از پندها و آموزههایی هستند که خواندن آنها خالی از لطف نیست. بخوانید حکایت امروز را.
مردی هر روز راس ساعتی معين به گوشه ميدان شهر میرفت و لحظاتی كلاهش را از سرش بر می داشت و به شدت تكان میداد. روزی پليس علت اين كار را از وی جويا شد. گفت: با اين كار زرافهها را دور می كنم. پلیس پرسید: من در اين جا زرافهای نمیبينم؟!
پاسخ شنید: اين نشان میدهد كه من كارم را درست انجام می دهم. به این می گویند توهم مفید بودن!
ما روزانه با توهم مفید بودن در بسیاری از موارد گوناگون سروکار داریم .
46