«الناز شاکردوست» هم پوست می اندازد!
به نظر میرسد که الناز شاکردوست هم مثل مهناز افشار میخواهد پوست بیندازد.
روز گذشته با انتشار خبر حضور قطعی الناز شاکردوست در ماجرای نیمروز ٢، جدیدترین ساخته سینمایی محمدحسین مهدویان؛ تغییر جهت الناز شاکردوست وارد فازی دیگر شد. ظاهرا او در این فیلم که داستانش چند سال بعد از قسمت نخست به عملیات مرصاد یا به قول آنوریها فروغ جاویدان میپردازد، نقش یک دختر توّاب را بازی میکند که در عملیات به شهادت میرسد.
این خبر نشان میدهد که این بازیگر سینمای تجاری که از همان ابتدا با گریز زدنهای گاه وبیگاهش به سینمایی متفاوتتر، در پی کسب وجههای فراتر از یک بازیگر معمولی سینمای بازاری بود، با اعتمادبهنفس حاصل از دیدهشدنش در خفگی فریدون جیرانی ظاهرا گام آخر را نیز برداشته و وارد دنیایی دیگر شده است. از این نظر مسیر حرکت او را میتوان به روند حرکتی مهناز افشار بسیار شبیه دانست یا حتی به محمدرضا گلزار...
ستاره بود
مهناز افشار نیز پیش از این راه امروز الناز شاکردوست را طی کرده بود. ستاره فیلمهایی چون فالگیر (که به شکل عجیبی نهفقط از کارنامه مهناز افشار که از تاریخ سینمای ایران حذف شده است!) شور عشق، دوستان، کلاغپر، کما، سیزده گربه روی شیروانی، دختری در قفس، زهر عسل، نگین و خاکستری؛ نخستین بار با حضور در سالاد فصل فریدون جیرانی بود که طعم یک حضور متفاوت را چشید. افشار هم این تغییر را قدر دانست و خود را به مسیری انداخت که فرجامش شگفتانگیز بود. او با هوشمندی دریافت که راه ارتقای کارنامهاش بریدن از سینمای تجاری نیست و استراتژی هوشمندانهای مبنی بر حضور توأمان در هر دو نوع سینما را پی گرفت. او در سالهای اخیر هم فیلمی چون نهنگ عنبر را در کارنامهاش دارد، هم ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا را؛ هم دارکوب و شاهکش را و هم متروپل و چه خوبه که برگشتی را و البته فیلم عجیب و غریب از تهران تا بهشت را...حالا به نظر میرسد الناز شاکردوست هم اگر قصد ارتقای سطح حضورش را داشته باشد، ناچار از اتخاذ مسیری مشابه است...
ستاره شد
با اینکه خیلیها الناز شاکردوست را با فیلمهایی چون عروس فراری، رسوایی، تو و من، سلام بر عشق، فاصله، دو خواهر، کیش و مات، از ما بهتران و نظایر این فیلمها میشناسند، اما نگاهی حتی گذرا به کارنامهاش نشان میدهد او از همان ابتدا اشتیاق حضور در آثار متفاوتتر را نیز داشت. اینکه یکی از ستارگان سینمای بازاری در کارنامهاش فیلمهایی چون اتوبوس شب، در میان ابرها، باد در علفزار میپیچد و چه کسی امیر را کشت؟ را داشته باشد، آیا معنایی جز دلبستگی او به سینمای غیرتجاری میتواند داشته باشد؟شاکردوست که بازیگری را از روی صحنه تئاتر شروع کرد و با یک فیلم ترسناک به نام این جا... آخر دنیا پا به سینما گذاشت، از همان ابتدا بازیگر خوششانسی بود. او که در همان آغازین گامها با کیومرث پوراحمد در فیلم گل یخ بر خورد، از فرصت کمنظیر بازی در کنار بازیگر مطرحی چون محمدرضا گلزار برای شناختهشدن بهترین استفاده را کرد. خوششانسی شاکردوست آنجا به دردش خورد که دیدیم در تمام این سالها با اینکه او بهعنوان بازیگر فیلمهای نازل بازاری شناخته میشد، اما در عینحال پیشنهادات متفاوت هم برایش وجود داشت؛ چنانچه فارغ از کیفیت آثار، همواره در کنار فیلمهای بازاری، فیلمهایی متفاوت چون چه کسی امیر را کشت، خدا نزدیک است، اتوبوس شب، در میان ابرها و... نیز به او پیشنهاد میشد تا بند اتصال او به سینمای متفاوت قطع نشود...
ستاره میماند؟
درسال ٩٢ شاکردوست شاید خسته از رفتن و نرسیدن، دو سال خود را از سینمای ایران دور کرد و به ادعای خودش و دوستانش بهلندن رفت تا دوره بازیگری ببیند. ماحصل این دوری خفهگی بود که آغاز مسیر جدید شاکردوست قلمداد شد...حالا در حالی که در جشنواره امسال از همکاری الناز شاکردوست با فرزاد موتمن و مهدویان رونمایی خواهد شد، بهنظر میرسد امسال مهمترین سال کارنامه الناز شاکردوست است. سالی که نشان خواهد داد او میتواند در عمل نیز مسیر مهناز افشار را ادامه دهد یا اینکه ناچار از بازگشت دوباره به روزهای رسوایی و عروس فراری خواهد شد. برای فهمیدن پاسخ این تردید چند ماه بیشتر باقی نیست...
منبع: افکار نیوز
10