«از آوینییون و مارسیل قبل از ظهر گذشتیم و ساعت چهار به نیس رسیدیم... قبل از رسیدن به مارسیل غالبا دریا پیدا بود و…
«حاجی مشهدقلی آقا باز شعر خواند؛ پیشخدمتها بودند. بعد از ناهار سوار شده از رودخانه گذشتم. شتر کلائی قدری بودند، بچه…
«وقتی زندان از دور نمایان میشد. آنوقت برادرم، که تازه به حرف افتاده بود، میفهمید که کجا میرویم با خوشحالی داد میزد…
«با میرزا غلامحسینخان رفتیم به بانک. حوالهای که نصرتالدوله از بابت تتمه حقوق ماه فوریه داده بود که منبعد حقوق تا…
«رفتم به شرق اعظم [گراند اوریان فرانسه یا شرق اعظم یکی از مهمترین و بزرگترین لژهای فراماسونری اروپا]، بر حسب دعوت…
«کنترات دکتر پراک را به امضا رسانیدم؛ همچنین کنترات مسیو بونور را. و شب به اتفاق میرزا محمدخان به تئاتر فرانسه رفتیم.»
«باری نصرتالدوله را دیدم و صحبت کردیم و ناهار با هم خوردیم و صورت تلگرافی راجع به عمل آذربایجان برای طهران نوشتیم و…
«به واسطه اینکه در روزنامه نوشتهاند که کنفرانس تصمیم کرده است دول قفقاز را به طور فعلی بشناسد و بنا شد اول من توپچی…
«مشغول لایحه خسارات شدم. محسنخان پسر حاجی سیاح را که خواسته بودم آمد و مطالبی را که میرزا همایونخان نوشته بود با او…
«اینجا هم جزو جاجرم است. امروز سواره نردینی و بسطامی دیده شد. قرار شد با محمدصالحخان کردبچه، چنداول باشند.…