«با وحیدالملک به رستوران ایطالیایی رفته شام خوردیم و به اُپرا رفتیم. بازی «طائیس» بود. عجب موزیک! عجب رقص و آواز! عجب…
در یادداشتهای محمدعلی فروغی، شنبه ۷ آذر ۱۲۹۸ آمده است: به سفارت خودمان رفتیم. تکلیف کرد شام بمانم. قرقاولهای شکار…
«خسته و مانده از سیلاب بزرگ برگشتم. آخر سیلاب، در سرخیها افتادیم. چای خوردیم، انار خوردیم. به غروب چیزی نمانده بود؛…
«ممتازالسلطنه گفت فردا شب شاه در سفارت مهمان است و از متشخصین فرانسه خواسته است دعوت کنم و بعد از شام جماعتی را دعوت…
«معلوم شد امشب آنها را در لژ پذیرایی میکنند و توقع دارند من حاضر شوم. با وحیدالملک رفتیم شام خوردیم. بعد به شرق اعظم…
همسر سرمربی سابق استقلال از خاطرات ایران گفت.
«عصر به اتفاق مستنصرالسلطنه رفتیم، چون مقصود نصرتالدوله [وزیر خارجه] این است که من و مستنصر از طرف خودمان اعضای…
«انتظامالملک ما را برد در مجلس رقصی که در مُنمارتر در پلاس پیگال است. آنجا هم شامپانی خوردیم. دختری که در یک طرف…
«از دروازه شمیران وارد شهر شدیم. حالت مردم شهر بسیار بد بود از برای نان و غیره. از دمِ آبادی الی تخت مرمر که سلام شد،…
«قبرستان Brompton را هم دیدم، به نظرم آمد که از قبرستانهای پاریس باصفاتر است. اکثر قبرها روی آن فقط صلیب است. گاهی…